X
تبلیغات
به یاد مادر
مادرم هستی من ز هستی توست تا هستم و هستی دارمت دوست

اعوذبالله

صورة أعوذ بالله

موجودی داخل چیپس

شانه کچلا!!!!

صورة اخيرا مشط للصلعان

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1392ساعت 22:28  توسط غریبه | 
1دو نفر در طول مهماني كنار هم نشسته بودند و يك كلمه هم با هم حرف نزدند. پس از دو ساعت يكي از آنها به ديگري گفت: پيشنهاد مي‏كنم حالا در مورد موضوع ديگري سكوت كنيم!

-2 به غضنفر گفتند: ۱۷ شهريور چه روزيه؟ کمی فکر کرد و گفت: فکر می کنم ۱۵ خرداد باشه!


-3 �غضنفر دو تا بلوك سيماني رو گذاشته بوده رو دوشش،‌ داشته مي‌برده بالاي ساختمون. صاحب‌كارش بهش ميگه: تو كه فرقون داري،‌ چرا اينا رو ميگذاري رو كولت؟! غضنفر ميگه: ‌اون دفعه با فرقون بردم، اون چرخش پشتم رو اذيت مي‌كرد!


-4 اصفهانيه موز می‌خوره معده‌اش تعجب می کنه !


-5 بهمن و علی(اصفهانی) سرباز بودن. بهمن ميميره، علی ميره برای خانواده بهمن تلگراف بزنه که بهمن مرده. مسئول تلگراف‌خونه می‌گه: هر کلمه هزار تومان، برای تاريخ و امضا هم پول نمی‌گيريم. علی می‌گه بنويس: بهمن تير خرداد مرداد !


-6 غضنفر عقب عقب راه ميرفته، ازش ميپرسند: چرا اينجوري راه ميري؟ ميگه:آخه بچه‌ها ميگن از پشت شبيه آلن دلوني!


-7 به غضنفر ميگن چرا زن نميگيري؟ ميگه: اي بابا، كي مياد زنش رو بده به ما؟!


-8 باباهه (حواسش نبوده که کلاهش سرشه) به بچه‌اش می‌گه برو کلاه منو بيار. بچه می‌گه: بابا کلاهت که رو سرته! باباهه می‌گه: اه...پس...نمی‌خواد بری بياريش!


-9 آرنولد ميره آبادان، همون شب اول آبادانيه تو خيابون بهش گير ميده كه: ولك تورو جون بوات.. تو رو جون ننت، فردا ما رو تو خيابون ديدي بهم سلام كن! خلاصه اونقدر التماس ميكنه، تا آخر آرنولد قبول ميكنه. فرداش آبادانيه داشته با دو سه تا از رفيقاش تو خيابون ‌چرخ ميزده، يهو ارنولد مياد ميگه: سلام عبود! آبادانيه ميگه: اَاه‌ه‌ ... باز اين سيريش اومد!


-10 از يه امريكايي و يه آفريقايي و يه ايراني می پرسن: نظرتون راجع به کوپن گوشت چيه؟آمريکايي می‌گه: کوپن چيه؟ آفريقايي مي‌گه: گوشت چيه؟ ايرانيه مي‌گه: نظر چيه؟!


-11 غضنفر يه نفر رو تو خيابون ديد و پرسيد: شما علي پسر ممدآقا پاسبان نيستي كه توي ابهر سر كوچه چراغي مأمور بود؟ پسر گفت: چرا!؟ غضنفر گفت: ببخشيد! عوضي گرفتم.


-12 مرد: بازهم كه پارچه خريدي؟ زن: مي‏خوام برات دستمال بدوزم. مرد: اين كه چهار متر پارچه است؟ زن با بقيه‏اش هم براي خودم يه پيرهن مي‏دوزم.


-13 جواد عطسه كرد. بهش گفتند: عافيت باشه. گفت: يه بار ديگه زرت و پرت كني مي‏زنم پك و پوز تو خورد مي‏كنم.


-14 لره داشته پشت بوم خونش رو آسفالت ميكرده،‌ آسفالت زياد مياره،‌ سرعت گير ميذاره!


-15 معلم: الفباي فارسي رو بگو ببينم. شاگرد: الف � ب � پ � ت � ث � چهار � پنج � شش � هفت... معلم: الفباي انگليسي رو بگو ببينم. شاگرد: ا � بي � سي � چهل � پنجاه � شصت � هفتاد... معلم: الفباي يوناني رو بگو ببينم. شاگرد: آلفا � بتا � ستا � چهارتا � پنج‌تا ... معلم: نخواستم بابا يه شعر بگو. شاگرد: نابرده رنج گنج � پنج � شش � هفت...


-16 تركه مي‌رسه، مي‌خورنش.


-17 دوتا پسر حوصله‌شان سر رفته بود. يكي از آنها گفت: بيا شير يا خط بيندازيم. اگر شير شد ميريم دوچرخه سواري، اگر خط شد ميريم ماهواره نگاه مي‌كنيم و اگر سكه روي لبه‌اش ايستاد ميريم درس مي‌خونيم!


-18 تركه خبر داغ مي‌شنود، گوشش مي‌سوزد!


-19 موشه وارد داروخانه شد و گفت: آقا مرگ من داريد؟


-20 تركه چهار تا قالب صابون مي‌خوره تا به مرز خودكفايي برسه!


-21 تركه نبض بيمار را گرفت و گفت: نمي‌دانم مريض مرده يا ساعت من خوابيده!


-22 در نيويورك خانم مستر اسميت رفت پيش وكيل دادگستري و گفت: من مي‌خوام از شوهرم طلاق بگيرم. وكيل گفت: بسيار خوب، مانعي ندارد... فعلا دوهزار دلار بدهيد تا ترتيب كارتان را بدهيم. خانم گفت: زكي! 500 دلار مي‌گيرند كه او را بكشند، چرا دو هزار دلار بدهم؟


-23 تركه عينكش را دور دستش چرخاند و بعد به چشمش زد، سرش گيج رفت، نزديك بود بيفته!


-24 ببينم، داداش شما چيكاره است؟ راننده است، �روي� ماشين بابام كار مي‌كنه، داداش شما چطور؟ داداش من مكانيكه، �زير� ماشين مردم كار مي‌كنه!


-25وقتي زنت خونه نيست چه كار مي‌كني؟ استراحت. وقتي هست چي؟ استقامت!


بقیش تو ادامه مطلبه...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1392ساعت 22:10  توسط غریبه | 

http://radsms.com/image/image_post/dastan/rooze-madar.jpg

مامان و بابا داشتند تلویزیون تماشا می کردند که مامان گفت:”من خسته ام و دیگه دیروقته، می رم که بخوابم” مامان بلند شد،به آشپزخانه رفت و مشغول تهیه ساندویچ های ناهارفردا شد،سپس ظرف ها را شست،برای شام فردا از فریزر گوشت بیرون آورد،قفسه ها را مرتب کرد، شکرپاش را پرکرد،ظرف ها را خشک کردو در کابینت قرار دادوکتری را برای صبحانه فردا ازآب پرکرد.بعدهمه لباس های کثیف رادرماشین لباسشویی ریخت،پیراهنی را اتوکردودکمه لباسی را دوخت.

ادامه در لینک زیر

اسباب بازی های روی زمین راجمع کردودفترچه تلفن را سرجایش درکشوی میز برگرداند.گلدان ها را آب داد،سطل آشغال اتاق را خالی کردو حوله خیسی را روی بند انداخت.بعد ایستادو خمیازه ای کشید کش وقوسی به بدنش دادو به طرف اتاق خواب به حرکت درآمد،کنار میز ایستادو یادداشتی برای معلم نوشت ، مقداری پول را برای سفر شمرد و کنارگذاشت و کتابی را که زیر صندلی افتاده بود برداشت.بعد کارت تبریکی را برای تولدیکی از دوستان امضا کرد و در پاکتی گذاشت، آدرس را روی آن نوشت و تمبر چسباند ؛ مایحتاج را نیز روی کاغذ نوشت و هر دورا درنزدیکی کیف خودقرارداد . سپس دندان هایش رامسواک زد. باباگفت: “فکرکردم گفتی داری میری بخوابی” و مامان گفت:” درست شنیدی دارم میرم.” سپس چراغ حیاط راروشن کردودرها را بست.
پس ازآن به تک تک بچه ها سرزد،چراغ ها راخاموش کرد،لباس های به هم ریخته را به چوب رختی آویخت ، جوراب های کثیف را درسبد انداخت،با یکی از بچه ها که هنوز بیداربودو تکالیفش را انجام می داد گپی زد،ساعت را برای صبح کوک کرد، لباس های شسته را پهن کرد،جا کفشی را مرتب کردو شش چیز دیگررابه فهرست کارهای مهمی که باید فردا انجام دهد،اضافه کرد.سپس به دعاو نیایش نشست. درهمان موقع بابا تلویزیون راخاموش کردو بدون اینکه شخص خاصی مورد نظرش باشد گفت: ” من میرم بخوابم” و بدون توجه به هیچ چیز دیگری، دقیقاً همین کارراانجام داد!

 

بی محبت مادر یک قنات بی آبم / مثل راه بی مقصد مثل عکس بی قابم

بی محبت مادر از شکوفه ها دورم / یک کبوتر بی بال یک چراغ بی نورم

بی محبتِ مادر چون لبان بی لبخند / ساکتم و غمگینم مثل بلبلی در بند

بی محبت مادر در دلم صفایی نیست / از بهار در قلبم هیچ رد پایی نیست

مادرم وقتی فکر میکنم هیچ کلمه و جمله ای برای ابراز احساساتم نسبت به تو پیدا نمیکنم

فقط این را میتوانم بگویم : دوستت دارم مادر ، دوستت دارم مادر . . .

+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1392ساعت 22:3  توسط غریبه | 
مادر تو فـــــــــــروغ آســــــمانی        مادر گل بـــــــــاغ این جهانـــــی

لبخــــــــند تو زندگـــــــــی فزاید         ای غــــــــایت لطف آســــــمانی

بوسیــــــده فرشته دســـتهایت         ای چشمه عشق و شادمانــی

یاد تو بـــــــــرون کند غــم از دل         آرامــــــــش روحی و روانــــــــی

کاشانه ز شمع توســـت روشن         بر پیکر خـــــــــانواده جانــــــــی

در مکــــتب عاشقان صـــــــادق         سر خیـــــــــــل تمام عاشقانی

اقلیــــــــم محبــت و صــــــفا را          پیغمبـــــــــر آخــــــــرالزمانـــــی

آنجا که صداقت است و ایمــان          شـــــــفاف تر از فرشـــــــتگانی

چون کوه صبور و پاک و سختی          چون دشت وسیع و مهــــربانی

ماننــــــــــد زلال آب و دریـــــــا           فارغ ز بیانــــــــی و عیانــــــــی

از فیض وجــــــود مادران است            شادی و سرور و کامرانـــــــی

آیات خــــــــداست نـــــام مادر           حق است که بی وضو نخوانـی

فرموده خــــــــدا که زیــــر پایت           بر پاســت بهشت جاودانـــــی

+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1392ساعت 22:0  توسط غریبه | 

شعر ماه رمضان

شعر ماه رمضان

*
*
ماه برکت زِ آسمان می آید
صوت خوش قرآن و اذان می آید
تبریک به مؤمنینِ عاشق پیشه
تبریک،بهار رمضان می آید
*
*

شعر ماه رمضان

*
*
امشب طلب عشق زِدلدار کنیم
شیطان رجیم را سر دار کنیم
امر فرجش اگر مهیا باشد
این ماه کنار یار افطار کنیم(انشاالله)
حسین وکیلی زارچ
*
*

شعر ماه رمضان

*
*
آنکه از فرط گنه ناله کند زار کجاست؟
آنکه زاغیار برد شکوه بر یار کجاست
باز ماه رمضان آمد و بر بام فلک
می زند بانگ منادی که گنه کار کجاست
سفره رنگین و خدا چشم به راه من و توست
تاکه معلوم شود طالب دیدار کجاست
بار عام است خدا را به ضیافت بشتاب
تا نگوئی که در رحمت دادار کجاست
مرغ شب نیمه شب دیده به ره می گوید
سوز دل ساز بود دیده بیدار کجاست
ماه رحمت بود ای ابر خطاپوش ببار
تا نگویند که آن وعده ایثار کجاست
حق به کان کرمش طرفه متاعی دارد
در و دیوار زند داد خریدار کجاست
آن خدائی که رحیم است و کریم است و غفور
گوید ای سوته دلان عاشق دلدار کجاست
من ژولیده به آوای جلی می گویم
آنکه با توبه ستاند سپر نار کجاست
ژولیده نیشابوری
*
*

شعر ماه رمضان

*
*
سلامم بر تو ای ماه شریف و ماه بی همتا
درودم بر تو ای ماه عزیز خالق یکتا
سلامم بر تو ای ماه دعا ای ماه آمرزش
درودم بر تو ای ماه ثنا ای ماه آمرزش
سلامم بر تو ای ماه ورع ای ماه استغفار
درودم بر تو ای ماه نماز و ماه استغفار
سلامم بر تو ای ماه فضیلت ماه آزادی
درودم بر تو ای ماه عزیمت ای مه شادی
سلام بر تو ای ماه هدایت ای مه ایمان
درودم برتو ای ماه عنایت ای مه سبحان
سلامم بر تو ای ماه تلاوت ای مه فرقان
درودم بر تو ماه شهادت ای مه قرآن
سلامم بر تو ای ماه مبارک ماه وعظ و پند
درودم بر تو ای ماه سالک ای مه پیوند
سلامم بر تو ای ماه ولایت ای مه والا
درودم بر تو ای ماه سعادت ای مه رعنا
*
*

+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1392ساعت 21:55  توسط غریبه | 
گویند مرا چو زاد مادر پستان به دهن گرفتن اموخت


یک حرفو دو حرف بر زبانم الفاظ نهادو گفتن اموخت


دستم بگرفتو پا به پا برد تا شیوه راه رفتن اموخت


هستی من ز هستی اوست تا هستمو هست دارمش دوست

+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1392ساعت 19:33  توسط غریبه | 

- رمضان و افزایش حسنات

 پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند:

شَهرُ رَمَضانَ شَهرُ اللّه عَزَّوَجَلَّ وَ هُوَ شَهرٌ يُضاعِفُ اللّه‏ُ فيهِ الحَسَناتِ وَ يَمحو فيهِ السَّيِّئاتِ وَ هُوَ شَهرُ البَرَكَةِ؛

ماه رمضان، ماه خداست و آن ماهى است كه خداوند در آن حسنات را مى‏افزايد و گناهان را پاك مى‏كند و آن ماه بركت است.

بحار الانوار(ط-بیروت) ج93 ، ص340 - فضایل الاشهر الثلاثه ص95

2- روزه ماه شعبان

امام صادق (عليه السلام) فرمود:

من صام ثلاثة ايام من اخر شعبان و وصلها بشهر رمضان كتب الله له صوم شهرين متتابعين؛

هر كس سه روز آخر ماه شعبان را روزه بگيرد و به روزه ماه رمضان وصل كند خداوند ثواب روزه دو ماه پى در پى را برايش محسوب مى‏كند.

(وسائل الشيعه، ج7، ص 375، ح 22)

3- روزه خوارى

امام صادق (عليه السلام) فرمود:

من افطر يوما من شهر رمضان خرج روح الايمان منه؛

هر كس يك روز ماه رمضان را (بدون عذر)، بخورد - روح ايمان از او جدا مى شود

(وسائل الشيعه، ج 7 ص 181، ح 4 و 5 _ من لا يحضره الفقيه ج 2 ص 73، ح 9)

4- رمضان ماه خدا

امام على (عليه السلام) فرمود:

شهر رمضان شهر الله و شعبان شهر رسول الله و رجب شهرى؛

رمضان ماه خدا و شعبان ماه رسول خدا و رجب ماه من است.

(وسائل الشيعه، ج 7 ص 266، ح 23)

5- رمضان ماه رحمت

رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:

هو شهر اوله رحمة و اوسطه مغفرة و اخره عتق من النار؛

رمضان ماهى است كه ابتدايش رحمت است و ميانه‏اش مغفرت و پايانش آزادى از آتش جهنم.

(بحار الانوار، ج 93، ص 342)

6- فضيلت ماه رمضان

رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:

ان ابواب السماء تفتح فى اول ليلة من شهر رمضان و لا تغلق الى اخر ليلة منه؛

درهاى آسمان در اولين شب ماه رمضان گشوده مى‏شود و تا آخرين شب آن بسته نخواهد شد.

(بحار الانوار، ج 93، ص 344)

7- اهميت ماه رمضان

رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:

لو يعلم العبد ما فى رمضان لود ان يكون رمضان السنة؛

اگر بنده «خدا» مى‏دانست كه در ماه رمضان چيست [چه بركتى وجود دارد] دوست مى‏داشت كه تمام سال، رمضان باشد.

(بحار الانوار، ج 93، ص 346)

8- قرآن و ماه رمضان

امام رضا (عليه السلام) فرمود:

من قرا فى شهر رمضان اية من كتاب الله كان كمن ختم القران فى غيره من الشهور؛

هر كس ماه رمضان يك آيه از كتاب خدا را قرائت كند مثل اينست كه درماههاى ديگر تمام قرآن را بخواند.

(بحار الانوار ج 93، ص 346)

9- شب سرنوشت ‏ساز

امام صادق (عليه السلام) فرمود:

راس السنة ليلة القدر يكتب فيها ما يكون من السنة الى السنة؛

آغاز سال (حساب اعمال) شب قدر است. در آن شب برنامه سال آينده نوشته مى‏شود.

(وسائل الشيعه، ج 7 ص 258 ح 8)

10- برترى شب قدر

از امام صادق (عليه السلام) سوال شد:

كيف تكون ليلة القدر خيرا من الف شهر؟ قال: العمل الصالح فيها خير من العمل فى الف شهر ليس فيها ليلة القدر؛

چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است؟

حضرت فرمود: كار نيك در آن شب از كار در هزار ماه كه در آنها شب قدر نباشد بهتر است.

(وسائل الشيعه، ج 7 ص 256، ح 2)

11- تقدير اعمال

امام صادق (عليه السلام) فرمود:

التقدير فى ليلة تسعة عشر و الابرام فى ليلة احدى و عشرين و الامضاء فى ليلة ثلاث و عشرين؛

برآورد اعمال در شب نوزدهم انجام مى‏گيرد و تصويب آن در شب بيست ويكم و تنفيذ آن در شب بيست‏ و سوم.

(وسائل الشيعه، ج 7 ص 259)

12- احياء شب قدر

فضيل بن يسار گويد:

كان ابو جعفر (عليه السلام) اذا كان ليلة احدى و عشرين و ليلة ثلاث و عشرين اخذ فى الدعا حتى يزول الليل فاذا زال الليل صلى؛

امام باقر (عليه السلام) در شب بيست و يكم و بيست‏ و سوم ماه رمضان مشغول دعا مى‏شد تا شب بسر آيد و آنگاه كه شب به پايان مى‏رسيد نماز صبح را مى‏خواند.

(وسائل الشيعه، ج 7، ص 260، ح 4)

13- زكات فطره

امام صادق (عليه السلام) فرمود:

ان من تمام الصوم اعطاء الزكاة يعنى الفطرة كما ان الصلوة على النبى (صلى الله عليه و آله) من تمام الصلوة؛

تكميل روزه به پرداخت زكاة يعنى فطره است، همچنان كه صلوات بر پيامبر (صلى الله عليه و آله) كمال نماز است.

(وسائل الشيعه، ج 6 ص 221، ح 5)

14- بهار قرآن

امام محمد باقر علیه السلام:

لکل شیء ربیع و ربیع القرآن شهر رمضان؛

هرچیز بهاری دارد و بهار قرآن ماه رمضان است.

(اصول کافی / ج2 / « کتاب فضل القرآن » « باب نوادر » حدیث 9 و 10)

15- شب اول ماه رمضان

 پيامبر اکرم (صلی الله عليه و آله):

إنَّ أبوابَ‏السَّماءِ تُفتَحُ في أوَّلِ‏لَيلَةٍ مِن شَهرِ رَمَضانَ ولاتُغلَقُ إلى آخِرِلَيلَةٍ مِنهُ.

درهاى آسمان در شب اول ماه رمضان گشوده مى‏شود و تا آخرين شب اين ماه بسته نمى‏شود.

بحارالأنوار - ج 96 - ص 344

16-  ماه رمضان و قرائت قرآن

 پيامبر اکرم (صلی الله عليه و آله):

أكثِروا فيهِ (شَهرِ رَمَضانَ) مِن تِلاوَةِ القُرآنِ.

در ماه [رمضان] قرآن را بسيار تلاوت كنيد.

فضائل الأشهر الثلاثة - ص 95. ماه خدا ج1- ص326-ح444

 

16-  ماه رمضان و قرائت قرآن

امام صادق (عليه السلام) فرمود:

إفطارُكَ في مَنزِلِ أخيكَ المُسلِمِ أفضَلُ مِن صِيامِكَ سَبعِينَ ضِعفاً.

افطار كردن در منزل برادر مسلمانت، برتر از هفتاد روز روزه تو است.

شهراللَّه في‏الكتاب والسنة - ح 432.

17-  دعای روزه دار

 پيامبر اکرم (صلی الله عليه و آله):

اَلصّائِمُ لا تُرَدُّ دَعوَتُهُ.

دعاى روزه ‏دار رد نمى ‏شود.

مراقبات ماه رمضان – ص76- ح 66

 

18-  ماه رمضان و قرائت قرآن

 امام صادق (سلام الله علیه) : 

اَلطّيبُ تُحفَةُ الصّائِمِ.

بوى خوش، تحفه روزه‏ دار است.

مراقبات ماه رمضان- ص 166- ح 137

19-  ماه رمضان و قرائت قرآن

 امام کاظم (سلام الله علیه) :

فِطرُكَ أخاكَ الصّائِمَ أفضَلُ مِن صِيامِكَ.

افطارى دادن به برادر روزه‏دارت از روزه‏ات بهتر است.

ماه خدا – ج1-ص322- ح 435

 بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1392ساعت 19:25  توسط غریبه | 

مادر و دختر ترشیده

**********

حتما بخونید

دختری با مادرش در رختخواب
درددل می کرد با چشمی پر آب

گفت:مادر حالم اصلا خوب نیست
زندگی از بهر من مطلوب نیست

گو چه خاکی را بریزم بر سرم؟
روی دستت باد کردم مادرم!.

سن من از بیست وشش افزون شد
دل میان سینه غرق خون شد

هیچ کس مجنون این لیلا نشد
شوهری از بهر من پیدا نشد

غم میان سینه شد انباشته
بوی ترشی خانه را برداشته!

مادرش چون حرف دختش را شنفت
خنده بر لب آمدش آهسته گفت:

دخترم بخت تو هم وا می شود
غنچه ی عشقت شکوفا می شود

غصه ها را از وجودت دور کن
این همه شوهر یکی را تور کن!

گفت دختر مادر محبوب من!
ای رفیق مهربان و خوب من!

گفته ام با دوستانم بارها
من بدم می آید از این کارها

در خیابان یا میان کوچه ها
سر به زیر و با وقارم هر کجا

کی نگاهی می کنم بر یک پسر
مغز یابو خورده ام یا مغز خر!؟

غیر از آن روزی که گشتم همسفر
با سعیدویاسر وایضا صفر

با سه تاشان رفته بودم سینما
بگذریم از مابقی ماجرا!

یک سری هم صحبت صادق شدم
او خرم کرد آخرش عاشق شدم

یک دو ماهی یار من بود و پرید
قلب من از عشق او خیری ندید

مصطفای حاج علی اصغر شله
یک زمانی عاشق من شد،بله

بعد جعفر یار من عباس بود
البته وسواسی وحساس بود

بعد ازآن وسواسی پر ادعا
شد رفیقم خان داداش المیرا

بعد او هم عاشق مانی شدم
بعد مانی عاشق هانی شدم

بعدهانی عاشق نادر شدم
بعد نادر عاشق ناصر شدم

مادرش آمد میان حرف او
گفت: ساکت شو دگر ای فتنه جو!

گرچه من هم در زمان دختری
روز و شب بودم به فکر شوهری

لیک جز آن که تو را باشد پدر
دل نمی دادم به هرکس اینقدر

خاک عالم بر سرت ،خیلی بدی
واقعا که پوز مادر را زدی

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم دی 1390ساعت 17:53  توسط غریبه | 

 

 

زمين دلتنگ و مهدى بيقرار است  فلك شيدا، پريشان روزگار است  


دلا، آدينه شد، دلبر نيامد  غروب انتظارم سرنيامد


همه دلها پر از آه و غم و درد  همه آلالهها پژمرده و زرد


نفسها خسته و در دل خموشند  فغانها بى صدا و پرخروشند


نه رنگى از عدالت، نى از صداقت   در و ديوار دارد نقش ظلمت


شده پرپر گل مهر و محبّت   دمى، رويى ز سرور نيست يا رب


به اشك چشم و مهر و ماه، سوگند   به آه و ناله دلهاى دربند


اگر نرگس ز هجرت زار زار است  شقايق تا قيامت داغدهمه دلها شده سرشا رنفرت


شده شام يتيمان، ناله و اشك  برد هركس به كاخ ديگرى رشك


شده پژمرده غنچه در چمنزار  بگشت آواره گل در كوى گلزار

نشسته ديو بر دلهاى خفته  همه جا بذر نوميدى شكفته


زده زنگارها آئين و مذهب آراست

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم دی 1390ساعت 22:25  توسط غریبه | 

مادر ای گرمای وجودم

+ نوشته شده در  شنبه دهم دی 1390ساعت 14:33  توسط غریبه | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

نوشته های پیشین
مرداد 1392
دی 1390
نویسندگان
غریبه
اشنا
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM